نیما هم مثل ما و همه، در این زمانه و در همهی زمانهها، در اینجا و آنجای زمین، در جهانی آشوبناک و در سرزمینی آشوبزده میزیست و از این بابت بسیار دلتنگ و دلگرفته و دلخسته بود، و گریزی و گزیری هم نداشت از دلگیر زیستن در جهانی اسیر سلطهی آشوبگرانی تبهکار با کارکردی و کارنامهای آکنده از خونریزی و آلوده به کشتن و کشتار و ویرانی و تباهی و تخریب و انهدام.
... |