ژیلا
1397/10/4

یادشان به خیر پاییزهای دانشگاه تهران، پاییزهایی که پر از افسون و سودا بودند، ولی پاییز آن سال چیز دیگری بود، پاییزی بود خیلی خاص و فراموش‌نشدنی که هیچ‌وقت از یادش نبرده‌ام و مطمئنم که تا آخر عمر هم از یادش نمی‌برم، با اتفاقهای شیرین و تلخش، با شادیها و غمهایش، و آن پایان دردناک که قلبم را به درد آورد و لبریزش کرد از اندوه...


باران
1397/10/4

با خود مرا به ساحت سبز سرود برد
باران
با بارش همیشه دل‌انگیزش
یادآور ترنم نرم ترانه‌ها
در دوردست آبی آهنگهای ناب.
...


که می‌خندد؟ که گریان است؟
1397/10/4

بگو با من، چقدر از سالیان بگذشت؟
چه‌گونه پر می‌آمد
قطار گردش ایام؟
ز کی این برف باریدن گرفته است؟
...


مون‌لایت سونات
1397/8/5

مامانی‌مامی بعد از سالها به ایران برگشته بود و ماه اول را مهمان مامی بود. عصر روز دوم، همگی توی سالن پذیرایی نشسته بودیم و مهتاب داشت پیانو می‌زد. وقتی "فور الیزه" را تمام کرد و شروع کرد به زدن موومان اول مون‌لایت سونات، چشمهای مامامی‌مامی پر از اشک شد، بعد هم قطره‌های اشک از گوشه‌های چشمهایش سرازیر شدند روی گونه‌هایش...


نمی‌ترسد
1397/8/5

نمی‌ترسد از حجم ظلمت
هراسی ندارد از ابعاد بی‌انتهای کدورت
و از وسعت سهمناک سیاهی
چراغی که از پرتو مهر در قلب من تابناک است.
...


شاه کوهان گران را بنگر
1397/8/5

در کوهستان شعر نیما، کوههایی بلندبالا وجود دارد. اغلب آنها کوههای محلی اطراف یوش و نور و کجور  و بلده هستند. نخستین بار در "افسانه" نیما بعضی از این کوهها را معرفی کرده، از جمله کوه "نوبن" که کوهی‌ست بین نور و کجور و...


درختان دل‌داده
1397/7/4

همیشه گفته‌اند دانشکده فنی محیطی سرد و بی‌روح است، ولی این دو درخت د‌ل‌داده که در کنار ساختمان دانشکده عاشقانه سر بر شانه‌ی هم گذاشته‌اند، چیز دیگری می‌گویند. آرشالوس اولین دختر فنی بود که درهای دانشکده فنی را به روی عشق باز کرد. این دو درخت هم که یادگار عشق میان او و  جمشید بود، با دستهای ظریف او در یکی از باغچه‌های کنار دانشکده، کاشته شد...


تو را دوست دارند
1397/7/4

تو را دوست دارند
درختان همواره سرسبز و پرشاخ‌وبرگی
که در باغ صلح و صفا سایه بر خاک زاینده گسترده‌اند
و سرشار هستند از میوه‌های خوش عطر عطوفت
...


بادهای وزان بر فراز پهن‌دشت شعر نیما
1397/7/4

باد آمد و باغ را به توفانی داد
درها بشکست و ره به ویرانی داد
گفتی پس توفان چه گرفتند حساب؟
دیوی شد و جای خود به شیطانی داد...


توپولوژی
1397/6/4

یادش به خیر دکتر سلطانپور- استاد عزیز آنالیزمان- علاقه‌ی خاصی به مبحث اسرارآمیز توپولوژی داشت، هم خودش هم پسرخاله‌اش، مهندس رئیسی دهکردی، که دستیارش بود و برایمان مسائل آنالیز یک و دو را حل می‌کرد. هردو عاشق بحث شیرین توپولوژی بودند و تقریبن جلسه‌ای از جلسات درس یا تمرین آنالیز یک و دو نبود که در آن حداقل ده بار سخن از توپولوژی به میان نیاید و درباره‌اش صحبت نشود...


صفحات: |1| |2| |3| |4| |5| |6| |7| |8| |9| |10| |11| |12| |13| |14| |15| |16| |17| |18| |19| |20|
نقل آثار این وبسایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است. / طراحی و اجرا: طراحی سایت وبنا