باز هم بهار
1397/1/4

باز هم بهار
با کرشمه‌های دلبرانه‌اش
راهی دیار خشک‌خو و سردسار ماست
راهی دیار سوگوار ما که کوچه‌ها و خانه‌های آن سیاه‌پوش ماتم است
راهی دیار تیره‌بخت ما که غرقه در غبار غربت و غم است ...


بهار، موسم عیش و عشرت برای حافظ
1397/1/4

فلسفه‌ی زندگی حافظ را، بر مبنای آن‌چه از شعرش دریافت می‌کنیم، می‌توانیم در این دو بیت آغازین یکی از غزلهایش فشرده و جمع‌بندی کنیم:  می خواه و گل افشان کن، از دهر چه می‌جویی؟
این گفت سحرگه گل، بلبل تو چه می‌گویی؟
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و ر خ بوسی، می نوشی و گل بویی


آن گل سرخی که دادی
1396/10/30

کنار منصور توو پیکانش نشسته بودم  و داشتیم می‌رفتیم دنبال مینا و ژیلا، تا چهارتایی برویم سینما آتلانتیک، دیدن فیلم "کابوی نیمه شب". منصور دست دراز کرد و دستگاه پخش ماشین را روشن کرد...


شباشب خاموشی و فراموشی
1396/10/30

شب است و پنجره‌ها بسته‌اند و درها قفل
کلیدها همه گم
امیدها همه نابود گشته، رفته به باد
و عطر خاطره‌های فروغ‌بخش از یاد
...


نیما و لادبن
1396/10/30

نیما یوشیج برادر کوچکتری داشت به نام رضا که دو سه سال از او کوچکتر بود و نیما این برادر کوچکترش را خیلی دوست داشت. کودکی این دو برادر در روستای کوهستانی یوش، در دل کوههای البرز و منطقه‌ی نور، در کوچه‌باغ‌ها و بیشه‌ها و جنگلها به گردش و بازی و گفت‌وگو با هم گذشت...


بللاچاو
1396/9/27

بللاچاو اسمی بود که ما رویش گذاشته بودیم، چون از وقتی از زندان آزاد شده بود، مدام این یک تکه از ترانه‌ی "بللا چاو" را که در زندان از یکی از همبندی‌ها یاد گرفته بود، زمزمه می‌کرد یا آهنگش را با سوت می‌زد...


زلزله و زندگی- یک
1396/9/27

ساز زندگی میان دستهای تست، نازنین!
نغمه‌ای بزن
با تمام شور و شوق کودکانه‌ات
و نشان بده که زندگی نمرده است
...


زنان از دید نیما و شعرش
1396/6/30

نیما یوشیج در مجموع نسبت به زنان، و از جمله نسبت به همسر و خواهر و مادر خودش و سایر زنان پیرامونش احساس خوبی نداشت و نسبت به آنها سوء ظن داشت و بدبین بود. نگاهش هم به آنها در مجموع نگاهی تحقیرآمیز و آمیخته با تمسخر بود. اگر از دوران جوانی‌اش بگذریم که نامه‌های عاشقانه برای نامزدش عالیه می‌نوشت...


دست تو
1396/6/30

دست تو
دست نرم تو
دست مهربان و گرم تو
دست سرد و تشنه‌ی حرارت محبت مرا گرفته است
...


پرسشهای شعر نیما
1396/5/30

ذهن نیما یوشیج سرشار بود از چالشها و کشمکشها، از دغدغه‌ها و تشویش خاطرها، از بیمها و امیدها؛ و یکی از شکلهای اصلی بروز این چالشهای درونی در شعر او به صورت طرح پرسش بوده است. در حقیقت، پرسشگری یکی از جلوه‌های چشم‌گیر شعر نیما یوشیج است، پرسش از همه کس و همه چیز، پرسش از خود و دیگران، پرسش از دوست و دشمن، ...


صفحات: |1| |2| |3| |4| |5| |6| |7| |8| |9| |10| |11| |12| |13| |14| |15| |16| |17|
نقل آثار این وبسایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است. / طراحی و اجرا: طراحی سایت وبنا