سفر به خیر
1403/2/31
مرد بینوای خسته‌ای، در آخرین دقایق شب عزیمتم
دست تشنه‌ی مرا میان دست‌های غرق خواهشش فشرد و گفت:
(با چه حسرت شگفت‌آوری) "سفر به خیر.
چون به مقصدت رسیدی و سفر تمام شد، رفیق!
...

درشکه
1403/1/30

درشکه می‌بَرَدم تا دیار رؤیاها
به دوردست‌ترین خاطرات نامیرا
به سرزمین پر از رمز و راز کودکی‌ام
به آن محله‌ی یادآشنای بی‌همتا
...


چه بی‌نشاط بهاری!
1402/12/27
بهار سبز طبیعت فرارسیده و من
از اشتیاق بهارانه بی‌نشان هستم.
سرای جان من از شادی و نشاط تهی‌ست
در این خزان جوانی غم‌آشیان هستم.
...

آه، ای اسیر شب!
1402/11/16

آه، ای اسیر شب!
ای کرده کز به گوشه‌ای از فرط تاب و تب!
دیری‌ست دل‌شکسته و خسته
با بالهای زخمی بسته
...


او را صدا نزن
1402/10/16

او، آن همیشه منتظر صبح، مرده است
افسوس
قلبش نمی‌تپد
نبضش نمی‌زند
...


در کجای این شب تیره؟
1402/9/16

شوم‌گاهانی‌ست وحشتناک
باتلاق مرگ در خود غرق کرده زندگانی را
در جهان از روشنایی امید و آرزو دیگر نشانی نیست
و بر آن شب با تمام ظلمت ترس‌آور خود سایه افکنده
...


گزارش یک راهپیمایی نفس‌گیر و جان‌فرسا
1402/8/16

تنها و بی‌پناه
در لحظه‌ی تولد افسوس تازه‌ای
از خویش می‌گریزم و در امتداد آه
آهی که ممتد است و ندارد نهایتی
...


فردای منی
1402/7/16

غرق شب تاریکم و در چنگش اسیر
زندانی تنهایی هول‌انگیز
وحشت‌زده از ظلمت دهشتناک
از این‌همه تاریکی حاکم دل‌گیر.
...


چهارگاه‌ها
1402/6/16

شبی به آینه گفتم که از تو بیزارم
تو بازتاب منی
و هیچ چیز به جز افسوس
در آن نگاه پر از آه تو نمی‌بینم.
....


برو
1402/5/16

بس کن ستم، ای عشق جفاکار! برو
از این دل تنگ، ای دل‌آزار! برو
از دست تو من زجر کشیدم بسیار
از این دل خسته دست بردار، برو


صفحات: |1| |2| |3| |4| |5| |6| |7| |8| |9| |10| |11| |12| |13| |14|
نقل آثار این وبسایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است. / طراحی و اجرا: طراحی سایت وبنا