آتشه
1393/9/29

من به یک دبستان ملی مختلط می‌رفتم: دبستان "راه آینده"، واقع در خیابان شاه، کوچه‌ی یغما. مدیر این دبستان- مسعود صدرایی از رفقای صمیمی پدرم بود. او با همسرش، آذر خانم، مدرسه را اداره می‌کرد، و هم او پدرم را قانع کرد که مرا به آن دبستان بفرستد. اول قرار بود به دبستان "عیسی بهرامی" که در اول خیابان منیریه- نزدیک میدان منیریه- قرار داشت، بروم. حتا برای ثبت نام به آن‌جا هم رفتیم...


عاشقانه‌ای برای ما
1393/9/4

شعر عاشقانه‌ای تمام هستی مرا درون موجهای تندپوی خویش غرق کرده است
شعر عاشقانه‌ای که قلب من در آن گرفته جا
عاشقانه‌ای برای تو
عاشقانه‌ای برای ما.
...


تولد نیما و شعر نیمایی
1393/9/4

آبان ماه تولد نیما یوشیج، سازنده‌ی آزادراه شعر نیمایی است. این شاعر اندیشمند، هفتاد و هفت سال پیش، در روزگاری که شعر فارسی دچار یکنواختی کسالت‌بار و رکود تباه‌کننده شده بود و چنین به نظر می‌رسید که به بن‌بست رسیده یا در سراشیب انحطاط در حال سقوط است، آزادراه تازه‌ای بر آن گشود و شعر فارسی را پرتوان و پویان در مسیر آن آزادراه که شعر آزادش نامید، راهی کرد...


آقامهدی
1393/8/3

وقتی محسن زنگ زد و خبر داد که آقامهدی فوت شده، دارد می‌رود بهشت زهرا، مراسم کفن و دفنش؛ با آن‌که ناخوش‌احوال بودم ولی گفتم من هم می‌آیم. مگر می‌شد نروم؟ آن هم به مراسم کفن و دفن کسی که کلی خاطره‌ی فراموش‌نشدنی ازش داشتم و یک‌بار فرشته‌ی نجاتم شده و جانم را خریده بود. به هر مصیبتی بود بلند شدم، آماده شدم، راه افتادم سمت بهشت زهرا...


شعر و شگفت‌انگیزی
1393/8/3

سهم بزرگی از جذابیت، اثرگذاری، شورآفرینی و یادمانی شعر متعلق به شگفت‌انگیزی آن است. شگفت‌انگیزی شعر به آن قدرت نفوذ و جذبه می‌بخشد، آن را از نیروی ماندگاری در ذهنها برخوردار می‌کند، تکان‌دهنده و بیدارکننده‌اش می‌سازد، دل‌پذیر و دل‌نشینش می‌کند، و به آن سرزندگی و بالندگی می‌بخشد...


گفتم به سایه‌ام
1393/8/3

گفتم به سایه‌ام
دیگر هراس از خطر گم شدن بس است
برخیز تا به کوچه‌ی شوریدگی رویم
چون موج بی‌قرار
...


ما از تبار شوره‌زارانیم
1393/6/24

محزونتر از نجوای تنهایی
با کوله‌بار رنجهای روح‌فرسایم
در کوره‌راه ساحت حسرت
افتان و خیزان پیش می‌رفتم
...


خیال‌ورزی و خیال‌آفرینی شاعرانه
1393/6/24

در تمام تعریفهایی که از شعر در طول تاریخ نظریه‌پردازی درباره‌ی آن شده، تصویر که همان خیال شاعرانه است، عنصر اساسی بوده و هست. هم‌چنین روشن شده که بی نیروی خیال و بی ‌تصرف خیالی در مفهومهای هستی نمی‌توان شعری آفرید، زیرا اگر از شعری دل‌نشین خصلت خیال‌انگیزی را بگیریم چیزی جز سخنی عادی که هرکس قادر به بیان آن است، باقی نمی‌ماند...


بسحاق اطعمه و سفره‌ی کنزالاشتهایش
1393/5/16


سفره‌ی کنزالاشتها در حقیقت فرهنگ‌نامه‌ی منظوم خوراکها و خوراکیهای ایرانی در سده‌ی هشتم و نهم خورشیدی است. نام خیلی از این خوردنیها امروزه تغییر کرده و با نامهایی که بسحاق آنها را نامیده برای خوانندگان امروزی کنزالاشتها ناآشنایند. بعضی از آنها هم دیگر رایج نیستند و ما از طریق کنزالاشتهای بسحاق با نام قدیمیشان و بعضی از ویژگیهایشان آشنا می‌شویم...


نگاهی به زندگی و شعر بسحاق و شوخیهایش با شعر سعدی و حافظ
1393/5/5

ابواسحاق حلاج شیرازی- مشهور به شیخ اطعمه- در دهه‌های انتهایی سده‌ی هشتم و دهه‌های ابتدایی سده‌ی نهم خورشیدی می‌زیست. بعضی از تذکره‌نویسان نامش را جمال‌الدین نوشته‌اند ولی با استناد به یک رباعی‌اش می‌توان حدس زد که شاید نامش جلال‌ یا جلال‌الدین بوده...


صفحات: |1| |2| |3| |4| |5| |6| |7| |8| |9| |10| |11| |12| |13| |14| |15| |16| |17|
نقل آثار این وبسایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است. / طراحی و اجرا: طراحی سایت وبنا