تو، ای ستاره‌ی سحر!
1391/5/30
 تو، ای ستاره‌ی سحر! طلوع کن ز مشرق امید.
بده نوید صبح‌سار روسپید
و روزگار روشن رفاقت و صمیمیت
که عمر ما گذشت در شب سیاه و شد تباه
...

وقتی به رنگ آبی می‌اندیشم
1391/5/30
وقتی به رنگ آبی می‌اندیشم
صلح و صفا میان دلم خانه می‌کند
اندوه دور می‌شود از من
سرشار از طراوت لبخند می‌شوم.
...

درد دل با خیام
1391/5/30
خیام!
گفتی که دم را دریابیم
و لحظه‌های فانی و بی‌اعتبار عمر را
با شادی و نشاط
و خوش‌دلی، غنیمت بشماریم...

ابر راکد اندوه
1391/5/20
وقتی که ابر راکد اندوه
آن توده‌ی سترون بی‌بار و نابه‌کار
با آن کدورت متراکم
در آسمان آبی احساس
جاگیر می‌شود...

غم غربت پایان خواهد یافت
1391/4/13
خو نباید بکنیم
من و تو هرگز با نومیدی.
گر نخواهیم و به آن تن ندهیم
یأس در خاطر ما خانه نخواهد کرد.
و اگر با هم یک‌دل باشیم...

در ساعت دوازده شب
1391/4/13
در ساعت دوازده شب
وقتی که من پیاده شدم از قطار تندروی رویدادهای بدانجام
در ایستگاه سانحه‌‌های سیاه نحس
در راه بود توفان
و بعد...

بی‌شک گناه از عینک ما نیست
1391/3/31
بر چشمها
وقتی که چشم‌بند زند ظلمت
در چاه کورچشم تباهی
آیا به جز سیاهی
چیزی به چشم اهل نظر دیده می‌شود؟...

ای طلوع تبسم!
1391/3/31
از آفاق افسوس تابنده شو ای طلوع تبسم!
و قلب مرا غرق امواج شادی بی‌مرگ کن.
مرا پر کن از شوق بالندگی
چنان پر که تا اوج پرواز بالا روم
سبک‌بار از مرز دل‌بستگی بگذرم...

راز مرا به هیچ‌کس ای آینه مگو
1391/3/27
راز مرا به هیچ‌کس ای آینه مگو.
خاموش و رازپوش باش
تا هیچ‌کس نداند
من در تمام مدت خاموشی
در طول لحظه‌های کدورت...

ما را ببخشید
1391/3/27
ما را ببخشید
ما نسل ساده‌لوحی بودیم
نسلی که فکر می‌کرد
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
و...

صفحات: |1| |2| |3| |4| |5| |6| |7| |8|
نقل آثار این وبسایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است. / طراحی و اجرا: طراحی سایت وبنا